چشم به ماه

ره نوشته های یک دانشجو

چشم به ماه

ره نوشته های یک دانشجو

چشم به ماه

در غیاب خورشید
باید نگاهت را به "ماه" بسپاری
تا "راه" را گم نکنی ...
راه
"تو" را می خواند
قدم هایت را محکم بردار
با صلابت ،
با قدرت ؛
"حبل المتین" سرمایه ی توست
کوله بر دوش
"ماه" را نشانه بگیر و برو
انتهای این راه، صبح روشن است

عاشق خیابون دانشگاهم

شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۰۱ ق.ظ
عاشق خیابون دانشگاهم
عاشق کوچه ی کشوردوست
عاشق کوچه پس کوچه های جمهوری
من اهل محل و همسایه هات رو دوست دارم
مردمی که با اشتیاق به سمت بیت میرن تا توی مراسم محرم شرکت کنن رو دوست دارم
من محافظین و سربازهای سر کویت رو دوست دارم
خادمین و بازرس های سختگیر حسینیه رو دوست دارم
من اینجا همه چیز رو دوست دارم، حتی پارکینگ چند طبقه رو، وقتی که دیگه تو زینبیه هم جایی برای نشستن نیست
من عاشق چای داغ سر کوچه ام
عاشق غذای بیتم، وقتی که توی حسینیه می خوریم
عاشق انتظار شیرین قبل از وارد شدنت
وقتی که جمعیت همه ی هیجانشون رو توی صداشون می ریزن و فریاد می زنن:
«ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم»
و تو وارد می شی
به جمعیت نگاه می کنی ، دستت رو بالا می بری، و اون لبخند دوست داشتنی همیشگیت رو بهمون هدیه می دی
در این لحظه نفسم توی سینه حبس می شه، روحم به پرواز در میاد، غم عالم از دلم می ره آقا
بعد هم به خواص با بصیرت و (اغلب) بی بصیرت سلام می دی و باز هم بزرگوارانه لبخند می زنی. اصلآ انگار نه انگار که چه خونی به دلت می کنن. الکی مثلآ خیلی پسرهای خوبی هستن!
وقتی شور شعار های مردم، حسینیه رو از جا میکنه «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» ، شرمندگی توان گفتن رو ازم می گیره؛ حس می کنم با همین شعارها به بودنمون امیدوارت کردیم اما اونجا که باید، نبودیم! گرچه همه شعار می دادن «ما همه عباس توایم خامنه ای» اما نه، ما عباست نبودیم. ما به اصطلاح بچه حزب اللهی ها، نتونستیم مردم رو روشن کنیم، نتونستیم مانع این ننگ بزرگ بشیم، آخرش هم خودت با اون نامه ی تاریخی، صلابت حیدریتو نشون دادی.
مداح می گه «نیرنگ دشمن گر هزار رنگ است/ یار خراسانی ما زرنگ است» بمیرم برای مظلومیتت آقا، انگار از اول همه منتظر بودیم تا آخر خودت یه کاری بکنی!
 
نه تجمع، نه کمپین، نه زنجیره ی انسانی، و نه حتی تحصن روبروی مجلس، هیچ چی دیگه راضیم نمی کنه؛ دارم از عذاب وجدان می میرم؛ فکر کنم فقط کربلا حالم رو خوب می کنه! گرچه هر سال به امید مراسم اربعین بیت و دیدار با دانشجوها روزگار می گذراندم، اما امسال
آقا دعا کن امسال اربعین حرم باشم ....


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی